السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
112
تفسير الميزان ( فارسي )
اصلاح باشد « تبذير » گفته نمىشود ، هر چند كه زياد باشد « 1 » . و جمله * ( « إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ » ) * تعليلى است بر نهى از تبذير ، و معنايش اين است كه اسراف مكن زيرا كه اگر اسراف كنى از مبذرين - كه برادران شيطانند - خواهى شد . و گويا وجه برادرى مبذرين و اسراف كنندگان با شيطانها اين باشد كه اسراف كاران و شيطان از نظر سنخيت و ملازمت مانند دو برادر مهربان هستند كه هميشه با همند ، و ريشه و اصلشان هم يك پدر و مادر است هم چنان كه آيه شريفه « وَقَيَّضْنا لَهُمْ قُرَناءَ » « 2 » ، و آيه « احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْواجَهُمْ » « 3 » ( كه مقصود از ازواج در اينجا همان قرناء در آيه قبلى است ) و آيه « وَإِخْوانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الغَيِّ ثُمَّ لا يُقْصِرُونَ » « 4 » همين معنا را مىرساند . و از همين جا معلوم مىشود كه تفسير آن مفسر « 5 » كه آيه را به قرين و دوستان شيطانها ، تفسير كرده بهتر است از تفسيرى « 6 » كه ديگرى به معناى اتباع و پيروان شيطان گرفته است . و مراد از كلمه شيطان در جمله * ( « وَكانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّه كَفُوراً » ) * همان ابليس است كه پدر شيطانها است ، و شيطانها ذريه و قوم و قبيله او هستند ، بنا بر اين ، لام « شيطان » لام عهد ذهنى است و همچنين مىشود لام را لام جنس بگيريم كه مراد از شيطان ، جنس شيطان باشد و به هر حال كفر ورزيدن شيطان نسبت به پروردگار خود از اين جهت است كه او نعمتهاى خدا را كفران نموده و آنچه از قوه و قدرت و ابزار بندگى از جانب خدا به او داده شده ، همه را در راه اغواء و فريب بندگان خدا و وادار كردن آنان به نافرمانى و دعوتشان به خطاكارى و كفران نعمت مصرف مىكند . و از آنچه گذشت اين معنا روشن گرديد كه چرا اول شيطان را به صيغه جمع ( شياطين ) و بعدا به صيغه مفرد ( شيطان ) آورد ، آيه كريمه ابتدا خواسته بفهماند كه هر اسراف كننده اى برادر شيطان خويش است ، پس همه اسرافكاران برادران شيطانهايند . و اما در
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 410 . ( 2 ) مبعوث مىكنيم براى آنها قرينهايى از شيطانها . سوره حم سجده ، آيه 25 . ( 3 ) بياوريد كسانى را كه ظلم كردند و همزادهايشان را . سوره صافات ، آيه 22 . ( 4 ) و ( شياطين انس و جن ) برادرانشان را ( يعنى مردم فاسق هواپرست را ) به راه ضلالت و گمراهى مىكشند و در گمراه كردن بدكاران هيچ كوتاهى نمىكنند . سوره اعراف ، آيه 202 . ( 5 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 10 . ( 6 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 118 .